موسی نجفی سطح ۱ · همراه تازهوارد
عضو از ۱۴۰۲-۰۸-۱۴
همراه تازهوارد
هر تجربه واقعی، یک راهنمای ارزشمند برای دیگران.
۱۵ امتیاز تا سطح ۲؛ تجربهنویس
برای مثال، ۲ تجربه واجد شرایط برای کسبوکارهای متفاوت میتواند شما را به سطح بعد برساند؛ امتیازهای افزوده این مسیر را کوتاهتر میکنند.
نشانهای مسیر شما
چطور امتیاز بگیرم؟
- نظر منتشرشده با حداقل ۳۰ کاراکتر برای هر کسبوکار متفاوت: ۱۰ امتیاز.
- شرح تجربه با حداقل ۲۰۰ کاراکتر: ۵ امتیاز بیشتر.
- تجربه دارای نشان مشتری تأییدشده: ۵ امتیاز بیشتر.
- هر لایک معتبر دریافتی: ۲ امتیاز؛ تا ۱۰ لایک برای هر کسبوکار. هر رأیدهنده در مجموع فقط یک بار به امتیاز شما کمک میکند.
نظر صادقانه بنویسید؛ مثبت یا منفی بودن امتیاز ستارهای تفاوتی ندارد. هر کسبوکار فقط یک تجربه فعال در امتیاز شما دارد. متن تکراری، لایک خودتان، پاسخها و نظرهای خودکار امتیاز ندارند. نظر در انتظار تأیید یا داوری تا زمان انتشار امتیاز نمیگیرد؛ با حذف یا عدم نمایش، امتیاز آن کم میشود. نشانهای این بخش، نشان فعالیت هستند و به معنی تأیید صحت یک نظر نیستند.
مسیر سطحهای بعدی
- سطح ۱ · همراه تازهوارد۰ امتیاز
- سطح ۲ · تجربهنویس۳۰ امتیاز
- سطح ۳ · همراه فعال۱۰۰ امتیاز
- سطح ۴ · راهنمای کسبوکار۲۵۰ امتیاز
- سطح ۵ · راهنمای حرفهای۵۰۰ امتیاز
- سطح ۶ · راهنمای ممتاز۱,۰۰۰ امتیاز
- سطح ۷ · سفیر تجربه۲,۵۰۰ امتیاز


موسی نجفی
۱ نظرمن: پیشنهاد میکنم
من راننده اسنپ هستم بدون این که درد دل من گوش دهند من را مسدود کردن واقعا بعد از ۴ سال باید ایجور جواب خوابیهای من باید می دادن مسافر کرایه نداده لباس زنانه پوشید ساعت ۳ شب بعد گفتم کاریه وایستاد برای فحش دادن مست ،مست هم بود بعد من مسدود کردن خدایا این چه قانونی هست
اشتراکگذاری
با عرض سلام مسافر کرایه پرداخت نکرده و ساعت 3,30 شب از مبدا تا مقصد با احترام آوردمش مقصدحتی سیگار عقب ماشین کشید.ولی گفتم مست هست چیزی نگفتم بعداپیاده شدن گفتم ببخشید کرایه حساب نکردین که ایستاد وسط کوچه برای داد زدن که پول لگن که سوار شدم باید بدم سپر جلو و عقب با لگد خورد کرد بعد به اسنپ زنگ زده گفته آمده در کوچه برای پول کرایه چرا زنگ خانه من را زده نصف شب بعد اسنپ من مسدود کرده می گم شما از مسافران که من بردم تا الان سوال کن ببین اخلاق من چطور بوده و من امتیاز 4,80 داشتم ..خیلی بااحترام سوار پیاده می کردم حتی شب موقع که خانوم می رسوندم تا وارد ساختمان نمی شد ازونجا نمی رفتم .همه خواهران رامثل ناموس خودم می دیدم .داخل پشتبانی خیلی آدم بداخلاقی بود